باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

اولین دندون هومان

بلاخره اولین دندون هومان در روز ۲۴ ابان ظهور کرد البته روز بیست و چهارم متوجه یه سوراخ کوچولو تو لثه ش شدم که یه مدتی طول کشید که این یه دندون ناقلا پدیدار شه هنوز خبری از دندون کناریش نیست ولی مشخصه که همین روزا سر و کله اون یکی هم پیدا میشه اینم آش دندونی که برای دندونای پسرم پختیم چون چند وقت از نوشتن موقت این پست میگذره عکسای دندونای بالایی هومان که اونام دوماهی هست در اومدن میزارم   پسرکم امیدوارم باقی دندوناتم بزودی و بدون درد دربیان ...
9 اسفند 1393

پیش دبستانی نوشین

بارانم تقریبا به اخرای پیش یک نزدیک میشه نزدیک عید که بشه پیش دبستانی تعطیل میشه بعد از عید هم تا چشم رو هم بزاریم اردیبهشت و سال تحصیلی تموم شده دیگه کتاب گلستانشون تموم شده و دخترم حالا خیلی چیزها میدونه خیلی چیزها که شاید ما تو سالهای دبستان یاد گرفتیم دخترک اموزش دیده و بلده معلمشون خاله مرجان واقعا مهربون و خوب بودن باران به حدی دوستشون داره که هرچی میبینه میگه واسه خانم معلمم ببرم یا هرچیزی میخوره ، پیش دبستانی نوشین دقیقا همونی بود که من انتظار داشتم ارتباط بچه ها با مدرسه ارتباط معلم با بچه ها خیلی دوستانه و خوب بود و دوستانی که با باران همیشه برچسب رد و بدل میکنن از روی محبت به همدیگه برچسبهایی که جایزه گرفتن رو از روی پوشه ...
9 اسفند 1393

عید قربان 93

امسال عید قربان چون اولین عید بعد از رفتن بابایی بود رفتیم شمال تا مامانی اینا تنها نباشن  بابا و عمو هم یه گوسفند گرفتن و برسم عید قربان قربانی کردن گوسفند بیچاره نوه ها بر سر خوان نعمت خانه ی مادر بزرگ اینم کامیون سواری با کامیون امیرعلی       ...
27 مهر 1393

پسرک 7 ماه و اندی

هومان جان هم حسابی شیطون شده دو هفته ای میشه نه از چهار دست و پا رفتن فقط رو دست و پاهاش بلند میشه و عقب عقب میره ولی با همه ی این حرفها اگه بخواد خودشو به چیزی برسونه هر طوری باشه انجامش میدهکه 7 ماهش تموم شده ولی نه از دندون خبری هست این عکس حدودا دو ماه پیششه    ...
27 مهر 1393